تبليغاتX
شــــعــــــرهــــای عـــــاشــــقـانــه
اس ام اس های عاشقانه ،شعر و داستان های عاشقانه، دانلود موزیک و نرم افزار

 اگه رنگ نوشتها چشماتونو اذیت می کنه مطلب رو کپی کنید تو word از تو ورد بخونید

 

 

 

تنهایی دردی نبود که من نتونم درمان کنم اما چطور شد که امروز درمانده و تنها هستم نمی دونم!! وقتی درست فکر میکنم می بینم این تنهایی به حوادث یک سال پیش برمیگرده ، در اوج شیطنت و جوانی بودم دوستهای زیادی داشتم یک لحظه هم تنها نبودم تمام روز با دوستان و همکلاسی ها خوش می گذراندم بعدشم توی خونه با خواهر و برادرم ساعات خوشی داشتم تا اینکه اون سر راهم سبز شد اون موقع ها به هر چیزی فکر میکردم الا به عشق. با دوستاهام صحبت میکردم همیشه میگفتم من به این سادگی ها عاشق نمی شوم این به صورت ادایی در اومد و میبینم که خیلی هم گران و به ضررم تمام شد بین دوستهام اعظم دختری بود که همیشه با من مخالف بود هر حرفی میزدم اون مخالفت میکرد اون می گفت: تو به اولین کسی که ببینی عاشق میشی هنوز برات موقعیتش پیش نیامده ولي اگر پيش بياد نمی تونی مقاومت کنی بزرگتر از دهنت حرف نزدن! و من با سماجت میگفتم نه اصلا چون من نمی خواهم تا حالا عاشق نشدم و اون می گفت: یک روز بهت ثابت میکنم که تو ضعیف تر از اونی که دیده می شی هستی اینقدر مغرور نباش! برای هر کسی پیش میاد همچین دوستی داشته باشه اما من اونو درست یک سال بعد شناختم گفتم اون سر راهم سبز شد ماجرا این طور شروع شد، سال آخر دبیرستان بودیم درس و کلاس کنکور خیلی من را خسته کرده بود دنبال هیجان بودم اما از هر چیزی که من را از درس جدا کنه دوری میکردم کلاس کنکور تمام شد و فقط برای تست زدن جمعه ها به موسسه می رفتم یک روز با اعظم برای سوار شدن به اتوبوس توی ایستگاه نشسته بودیم و داشتیم تند تند درباره تست اون روز صحبت میکردیم پسر جوانی از راه رسید و اجازه خواست تا کنار ما بشینه اعظم با آرنجش به پهلوی من زد و با اشاره ابرو از من خواست تا پسره را نگاه کنم سرم را بلند کردم پسر اتو کشیده و خوشگلی بود بی تفاوت نگاهم را برگرداندم اعظم دوباره مشتی به پهلوم زد اینبار که به پسره نگاه کردم دیدم داره من را نگاه می کنه نگاهش طور خاصی بود به نگاهش جواب دادم، لبخندی زد اعظم بلند شد و گفت: من برم بلیط بخرم بلیط نداریم به محض اینکه اعظم رفت پسره از جاش بلند شد و گفت: ببخشید اسم من فرشید اسم شما چیه؟ متوجه نشدم و گفتم: چی گفتید: گفت: اسمم را گفتم فرشید از آشنایی با شما خوشبختم دست توی جیبش کرد کاغذی بیرون آورد به دست من داد و گفت: این شماره منه اگر فرصت کردید تماس بگیرید بهتر آشنا بشیم این را گفت و با عجله از ایستگاه اتوبوس دور شد وقتی اعظم برگشت گفت: پسر خوشگله چی شد؟ گفتم رفت. چون با اعظم زیاد بحث عشق وعاشقی و دوست شدن کرده بودیم صلاح ندیدم شماره را بهش نشان بدم اون روز گذشت وسوسه تلفن کردن ولم نمی کرد شنبه شب بود که گوشی را برداشتم و شماره را گرفتم خودش گوشی را برداشت و فورا من را شناخت و گفت: همان خانم مرموز که اسمشو نگفت: خندیدم و گفتم :اسم من بهاره پشت تلفن کلی گفتیم و خندیدم به من خیلی خوش گذشت فرشید بزله گو و بشاش اونقدر پشت گوشی حرفهای قشنگ و جوکهای خنده دار گفت اصلا دلم نمی خواست قطع کنم با اومدن برادرم توی اتاق ناچارقطع کردم تلفن های من به فرشید از همان شب شروع شد مرتب با هم تماس داشتیم حتی یک بار هم از من نخواست بیرون بریم از این کارش خیلی خوشم اومد پیش قدم شدم و با هم قرار گذاشتیم همدیگر را ببینیم سه ماه از آشنایی ما میگذشت و ما فقط یک بار همدیگر را دیده بودیم آنهم روز آشناییمان توی ایستگاه اتوبوس. روز موعود اعظم خونه ما اومد میخواستم بیرون برم رسید ارتباطم با فرشید را هنوز به او نگفته بودم دلم نمی خواست مسخره کنه انگار اعظم منتظر بود حرفی بهش بزنم اما من خودداری کردم و با اعظم از خونه بیرون اومدم بیرون خونه از هم جدا شدیم، توی خونه همه فکر کردند با اعظم رفتم فرشید یک شاخه گل سرخ به من هدیه داد با هم رفتیم پارک قدم زدیم اونقدر حرفهای قشنگ زد که نگو خیلی خوش صحبت و بزله گو بود از بودن با او سیر نمیشدم در تمام مدت بارها توی صورتش نگاه کردم اما یک بار هم به من نگاه نکرد ازش پرسیدم چرا از نگاه من فرار میکنه بی رودربايستي گفت: میترسم عاشقت بشم و قدمهاشو سریع تر کرد سرجام خشک شدم اون میترسید عاشق من بشه پس این عشق بود که بین ما تردد میکرد صدام کرد پیشش رفتم و گفتم: اگه عاشق بشی چی میشه؟ گفت: نه من نباید عاشق بشم و به هر ترتیبی بود حرف را عوض کرد بارها و بارها با هم بیرون رفتیم نزدیک یک سال بود با هم دوستی ساده و بی ریایی داشتیم این دوستی در دل من تبدیل به عشق شده بود و خودم حس میکردم فرشید هم منو دوست داره و عاشق منه اما جرات بروز اون را نداشتیم من معلوم بود اما اون چرا ابراز عشق نمیکرد سر در نمیاوردم تا اینکه یک روز اعظم خونه ما اومد و تمام ماجرا را برایم تعریف کرد به من گفت: یادت میاد پز میدادی من عاشق نمی شم و جلب توجه میکردی من هم برای اینکه پوز تو را به خاک بمالم با فرشید پسر عموم که دوستش داشتم و دوستم داشت تبانی کردم تا با تو دوست بشه و کاری بکنه که تو عاشقش بشی فرشید اوایل به من گزارش می داد کم کم دیگه از تو حرفی نمیزد و همه اش به من می گفت درباره بهاره حرف نزن سرت به کار خودت باشه، با من هم زیاد دوست نداشت روبرو بشه همه اش بهانه میاورد من با لجی که از تو به دل داشتم زیاد متوجه نبودم که فرشید را از دست دارم ميدم فکر می کردم به محض اینکه تو نشون بدی عاشقش شدی تو را پیش من رسوا میکنه و من به خواسته ام میرسم و بعد با فرشید درحالی که به تو میخندیم از تو جدا می شیم اما همه اینها خواب و خیال شد این وسط من فرشید را از دست دادم تو برنده شدی اون عاشق تو شده امروز پیشش بودم ازش خواستم تا با من بیاد و این قصه رو تمام کنیم فرشید به من چی بگه خوبه، گفت: از جلوی چشمم دور شو تو دیگه کی هستی اینقدر کور و نفهم که عشق من نسبت به بهاره را نمی بینی اعظم میگفت و گریه میکرد از ته دل هم اشگ می ریخت شوکه شده بودم من بازیچه دست اعظم و فرشید بودم از خودم بدم اومد به اعظم گفتم تو چقدر ظالمی مگه من چی گفته بودم که منو لایق همچین سرنوشتی دیدی من گفته بودم الان نمیخواهم عاشق بشم نگفتم که اصلا عاشق نمیشم تو با من میدونی چه کردی؟حالا نوبت من بود اشگ بریزم هر دو با هم گریه کردیم اون به خاطر اینکه فرشید عاشقش نبود و من به خاطر اینکه فهمیدم فرشید عاشقم شده دنیای غریبی است آخرین حرفم به اعظم این بود که به فرشید بگو دیگه حتی اسم من را به زبان نیاره دیگه نمی خواهم ریختشو ببینم در ضمن حتی نمی خواهم ریخت تو را هم ببینم اون دوستی که بین ما نبوده تمام شد اعظم رفت و من تنها شدم دیگه حوصله نداشتم از همه بدم میامد با خودم فکر کردم دوست صمیمی این باشه دوستهای دیگه وای وای اوقاتم تلخ بود. تصمیم تازه ای در زندگی گرفتم با کسی صمیمی نشوم و به کسی اجازه ندم به حریمم وارد بشه از همه دور شدم حتی با خانواده ام هم دیگه خوش نیستم خوشی من با اعتراف اعظم تمام شد اعظم به خواسته اش رسیده بود تنهام و از این تنهایی و غمی که عایدم شده راضی نیستم من استحقاق این را نداشتم از فرشید هم خبری نشد حتی به خودش زحمت نداد از من عذر خواهی کنه دلم برای خودم می سوزه من بازیچه دست اعظم و فرشید شده بودم حسی در من نبود حتی حس انتقام، از کی انتقام بگیرم از اعظم که خود به خود این میان تنبیه شده بود یا از فرشید!! هر چه فکر میکنم به این نتیجه نزدیکتر میشوم که فرشید را دوست دارم اما کو عشق کو عاشق امروز بعد از ظهر ساعت پنج است و من این نوشته ها را در حالی می نویسم که از تنهایی خسته شدم با کسی ارتباط ندارم و تصمیم گرفتم به این تنهایی خاتمه بدم دفتر خاطراتم ای تنها دوست و یاورم به تو رازی را میگویم آن را پیش خود به امانت داشته باش کلی قرص تهیه کردم بعد از نوشتن خاطراتم اونها را میخورم و به این تنهایی خاتمه میدم عشق یعنی همین یعنی نرسیدن به یار و من بدون فرشید مرگ را انتخاب کردم. زنگ در میاد برمی گردم و بقیه را برات می نویسم و با تو خداحافظی میکنم. دفتر عزیزم امروز بعد از سالها میان وسایل قدیمی تو را پیدا کردم عجب چیزهایی نوشتم اون روز که میخواستم خودم را بکشم تو را بستم و ده سال بعد پیدات کردم. لابد دلت ميخواد بدونی اونی که پشت در بود کی بوده؟ دفتر را که بستم در را باز کردم با تعجب دیدم فرشید یک دسته غنچه گل سرخ همراه مادرش اجازه خواست وارد خونه بشه کنار رفتم وارد شدند مادرم را صدا کردم با روی باز از اونها پذیرایی شد مادرش گفت: مدتی است که این فرشید ما شیفته دختر شما شده هر کاری میکردم به من نمی گفت کیه که قاپ دلشو دزدیده امروز تا از زیر زبونش بیرون کشیدم راه افتادم و اومد اگه اجازه بدید جوانها با هم صحبت کنند من و شما هم در این میان بیشتر با هم آشنا بشیم با اشاره مادرم من و فرشید به اتاقم رفتیم یک ربعی گذشت و یک کلمه هم بین ما رد و بدل نشد تا فرشید زبان باز کرد و گفت: ازت معذرت میخواهم من نمی خواستم اینظور بشه روزی که اعظم از تو برام حرف زد و عکست را نشانم داد خیلی دلم خواست با تو آشنا بشم و تو را عاشق خودم کنم اما کارها اونطور که نقشه من و اعظم بود پیش نرفت و من عاشق تو شدم و توی این بازی من باختم امروز فقط برای عذر خواهی اومد اگر عشق من را قبول کنی سکوت کرد بقیه را من ادامه دادم گفتم: آره راست می گی تو را قبول کنم و تو تا آخر عمر وقت داشته باشی با من بازی کنی نه عزیزم من ساده هستم نه دیگه اونقدر!! دستش خورد به جعبه قرصها افتاد از زمین برداشت نگاهی بهش کرد وگفت: تو هم!!!! از این کلمه خنده ام گرفت پرسیدم مگه تو هم!! گفت: آره منم، چه تفاهمی منم تصمیم داشتم اگر امروز از تو جواب منفی بگیرم رسیدم خونه از همین قرصها بخورم فردا صبح توی روزنامه ها مینوشتند از دو محل مختلف دو جوان دست به خودکشی زدند از شنیدن حرفهای فرشید خنده ام گرفت اون بلد بود چطور من را سر حال بیاره سرحال و بشاش شده بودم و با هم به قرصها خندیدیم فرشید بقدری زبان ریخت و عذر خواست تا ناچار برای اینکه از دستش خلاص بشم گفتم: بخشیدمت پرسید زنم میشی گفتم: اگه قول بدی دیگه با من بازی نکنی هزار بار قول داد. دفتر عزیزم امروز از اون روز ده سال می گذره و من هنوز مثل روز اول عاشق فرشید هستم فرشید هم من را دوست داره و عاشق منه دفتر عزیزم اینبار تو را می بندم با این تفاوت که خیالت راحت باشه من خوبم و به خواسته ام رسیدم

       نظر یادت نره ها                 نظر یادت نره ها

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 9:39  توسط مـــــــاهــــــــان | 

محرم

فرا رسیدن ماه محرم رو به همه دوستان ومسلمانان جهان تسلیت عرض میکنم

یه چند تا لینک واسه دانلود مداحی براتون می زارم امیدوارم که خوشتون بیاد

 

محرم

داستان مردي که به زيارت امام حسين عليه السلام نمي‌رفت

 

شخصي از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلاي معلّي به اين شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در اين مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زيارت حضرت امام حسين عليه السلام را اراده مي‌کرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام مي کرد و او را زيارت مي‌نمود؛ تا اين که سرگذشت او را به «سيد مرتضي»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقيب الاشراف» بود رساندند.

سيد مرتضي به منزل او رفت و در اين خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زيارت در مذهب اهل‌بيت عليه السلام اين است که داخل حرم شوي و عقبه و ضريح را ببوسي. اين روشي را که تو داري، براي کساني است که در شهرهاي دور مي‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمي‌رسد.»

آن مرد چون اين سخن را شنيد گفت: «اي نقيب الاشرف» از مال دنيا هر چه بخواهي از من بگير و مرا از رفتن معذور دار.

هنگامي که سيد مرتضي سخن او را شنيد بسيار ناراحت شد و گفت: «من که براي مال دنيا اين سخن را نگفتم؛ بلکه اين روش را بدعت و زشت مي‌دانم و نهي از منکر واجب است.»

وقتي آن مرد اين سخن را شنيد، آه سردي از جگر پر دردش کشيد. سپس از جا برخاست و غسل زيارت کرد و بهترين لباسش را پوشيد و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گريان متوجه حرم حسيني گرديد تا اين که به در صحن مطهر رسيد .

نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شريف را بوسيد. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکي که آن را در هواي سرد در آب انداخته باشند، بر خود مي‌لرزيد و با رنگ و روي زرد، همانند کسي که يک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت مي‌کرد تا اين که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمين را بوسيد و برخاست و مانند کسي که در حال احتضار باشد داخل ايوان مقدس گرديد و با سختي تمام خود را به در رواق رسانيد.

چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسي اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزي کشيد. سپس به آوازي دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سيدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سيدُالشهداء؟ ؛ آيا اينجا جاي افتادن امام حسين عليه السلام است؟ آيا اينجا جاي کشته شدن حضرت سيدالشهداء است؟»

پس فرياد کشيد و نقش زمين شد و جان به جان آفرين تسليم نمود و به شهيدان راه حق پيوست.»

 

اسب امام حسین

اینم آهنگ مداحی وبلاگ خودم که با کلیک کردن روین دانلود می تونین دانلودش کنین آهنگ قشنگیه

دانـــلـــود

اینم آهنگ مداحی عربی < نادیت > که تلویزیون هم زیاد پخش کرده و دوستانم هم درخواست کردن

                                                                نـادیـــت

اینم آهنگ مداحی عربی < یا بن امی > به درخواست دوست خوبم بهراد

                                                                یــا بــن عمـــی

 فـــلـــــش

این یه چند تا فلش مداحی                        آقـــامـــون دلـبـــره

این یه چند تا فلش مداحی                        عـلـمـــدار

این یه چند تا فلش مداحی                         غریب مادر

این یه چند تا فلش مداحی                         کـــربــلا

امام حسین

                     

اینم یه چند تا مداحی از حاج محمود کریمی برای دانلود کردن روی موضوع کلیلک راست کنید و  save as

رو بزنید   

حـاج مـحـمــود کــریـمـــی                

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان

1

ای سحر شب بیماریم

866

0:07:18

2

کربلا،  یعنی فقان و زمزمه

636

0:04:20

3

من و جدایت، ای دلربا خدا نکند

122

0:01:01

4

دلم می خواد آقا جون ضریحتو بگیرم

287

0:02:22

5

وقتی طبیعت فارق از قال و مقالم بود

761

0:06:25

6

آب حیات ما اشک، ما مرده ایم بی غم

339

0:02:48

7

دلم اسیر دام حسینه، کبوتر بین الحرمینه

417

0:03:28

8

از کوچیکیم تا به حالا سر و پا احساسم من

911

0:03:52

9

خون شد از این صحرا دلم، ای سوز اشکت قاتلم

429

0:03:13

10

بعضی روزا فکرمی کنم بار گناهم

927

0:07:01

11

می آید یارم منزل به منزل، از دل صحرا کاروان دل

203

0:01:21

12

اگه منو رها کنی، کسی برام نمی مونه

202

0:01:30

13

عشق حسین یار منه   دیوونگی کار منه

260

0:02:10

14

باز بی کس باز تنها، باز اشکم باز آهم

728

0:05:29

15

دل من دوباره باز کرده بهونه حسین

706

0:05:29

دوستان این لینک ها تست شده و هیچگونه مشکلی ندارند آهنگها هم گلچین شده است و ارزش دانلود کردن رو داره

 اینم یه مداحی قشنگ           گلی گم کرده ام می جویم او را

 اینم یه مداحی قشنگ           یـاابـاعـبـدالـله الـحـسـیـن

 اینم یه مداحی قشنگ            اگه دیونه ندیده ای به ما میگن دیونه

اینم یه مداحی قشنگ            وقتی که دیدم کسی باور نداره

اینم یه مداحی قشنگ            یتیم مجتبی و سرباز اردوی حسین         

اینجا هم یه سری مداحی کوتاه و با حجم کم میزارم به درد گوشی هم میخوره

مداحی با حجم کم                آسمون قلبم

مداحی با حجم کم               حسین حسین

مداحی با حجم کم              مرو ای عشق علی           

مداحی با حجم کم              اگه دیونه ندیدی

مداحی با حجم کم              مولا حسین

مداحی با حجم کم              فاطمه جان 

 اینم گلچینی از آهنگ های اجرا شده به مناسبت ماه محرم

 محشر كبري (علي اصحابي) جديد

 

عمه جان ( ياسين ) جديد

 

لاي لاي ( ياسين ) جديد

 

تو كي هستي ( ياسين ) جديد

 

يا حسين ( ديجي آرين ) جديد

 

 واویلا ... (مهيار)  جديد

 

کبوتر کربلا(عليرضا فرد و آرمين) جديد

 

آقام آقام (بنيامين)

 

كربلا  (بنيامين)

 

بوي محرم (بنيامين)

 

عمو ابولفضل (بنيامين)

 

شب غربت (بنامين)

 

كربلا(محسن يگانه)

 

راه كربلا(محسن چاوشي)

 

.
.
.
.
.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 14:35  توسط مـــــــاهــــــــان | 
 
آدرس اصلی وبلاگ
ایمیل
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام به همه دوستان خوبم من ماهان هستم 21 سالمه از قزوینم این هم ایدیمه mahan_online دوستان آف معمولا بهم نمی رسه همیشه آف هام پره اگه انتقاد،پیشنهادی دارین ایمیل بزنین

دوستان از آرشیو وبلاگم حتما دیدن کنید

اگه رنگ نوشتها چشماتونو اذیت می کنه مطلب رو کپی کنید تو word از تو ورد بخونید







اینم ادرس وبلاگ(همین وبلاگ) www.taranome-ashk.coo.ir va www.mahan.coo.ir
www.taranome-ashk.blogfa.com
میتونین با این ادرس ها هم وارد این وبلاگ شین


توضیحات:در مورد عکس
اگه عکسی بود که باز نشد روی عکس کلیک راست کرده و گزینه show picture رو بزنید

توضیحات در مورد سیو کردن وبلاگ اون بالا گوشه وبلاگ فایل رو انتخاب کنید بعد سیو از رو انتخاب کنید بعد اگه می خواهید در عرض 1 ثانیه سیو شه به این عکس نگاه کنید اینجوری سیو کنید http://i16.tinypic.com/433wm6t.jpg



این وبلاگ برای من حکم یه دفتر خاطرات رو داره همونطوری که تو دفتر خاطراتم شعر مینویسم اینجا هم شعر مینویسم


از اين به بعد داستانهاي عاشقانه هم براتون ميزارم اميدوارم كه بخونين
دوستدار شما مــــــــــاهـــــــان

وبلاگ های دوستان
افـــســـانـــه خـــزان
ابـــــــر یــــــخـــی
درســـاتــو خـــونـدی؟
قـــصــه عـشــق(زهرا)
عـشــق مــن... (فـریـبــا)
رهـــا(وایستا دنیا)
اونیکه دل می شکنه می خوام بره به جهنم
دست نوشته های یک دختر
خنده ادما مورد داره
درود بــــر زنــــدگــی
مـــــوهـــبــت
مــهــران و مـــهــســا
عشق اعتبارت کو
شعر و عکسهای عاشقانه(خودم)
مــعـــــــرکــه
گــــالــــری عــــکـــس مـــن
♀יִ≈יִTak Parיִ≈יִ♀
شـــــــیـــــما
عـــاشـــق تــنــهــا
تــــنها ترین عــــاشق
عاشقانه برای تو می نویسم
شــبـگـــرد مــلـــوس(ســارا)
هنگامه خواننده ی دل ها
غــروب پــائــیــز
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
گــــالــــری عــــکـــس مـــن
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
بــــــانـــــوی مهـتــاب
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
کــامــران و هــومــن
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
امـــید بـــه زنــدگی
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
غـــــریـــبـانـه
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
احـــســـان
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
نی ناز وناناز ومامانی وبابایی
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
پریــدخت دخـتـر تـنـها
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
سایت بزرگ اینترنی جوونا
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
یــــاســـمــــن
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
عـســــل
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
رویــــای پــــرواز
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
ترفندهای ویندوز و کامپیوتر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
نویسنده
مـــــــاهــــــــان
مـــــــاهــــــــان>---(`v`)---->
وبلاگ های دوستان
*وبـــلاگ دیـگـــه خـــــودم*
در قلب خود بنويسيد امروز بهترين روز سال
دل شیشه ای
بیا هر چی میخوای دانلود کن
باوفــــای تــنـــهــا
عـــشـــق مــــن ..
جـــــام مــــی
عـشــق گـمــشـــده
هر چی بخوای(لینا)
بهترین لحظات دوست داشتن
کــــــوچــــــه شـهـــر دلـــم
فـــــاطــمــه(گــل یــخ)
شعرهای عاشقانه(علی هم محلی)
تـــــــنــــهــــا(ارزو)
ستاره بیا پیش من
به یاد زهرای عزیز
عـشـق کـه رادیـکـال نداره
بنویس نامه نویس(فاطمه)
بــهـــار جـــون
بـــوســـه عـــشـــق
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
کـامـران و هـومـن (هـسـتـی)
قـــــــــرار شـــــبـــــانـــه(سارا)
حـقـیـقـت تـلـخ عـشــق
آیــنــــده طــلایــی(رضـــا)
›››---يه-وبلاگ-توپ----›
اس ام اس ، آفلاین ، جوک
مـــرواریـد عـشــــــــق
بــــــــرج
شیوا دختری تنها
گالری عکس های هندی و خارجی
دریــــا در مــن
داداشی احسانم دوستت دارم
اونیکه دل می شکنه می خوام بره به جهنم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

مـــاهـــان





اگه اس ام اس های عاشقانه و جوک میخوای اسمتو به فارسی در بالا و ایمیلتم در قسمت پائین بنویس